
تو چه بزرگی و چقدر بزرگوار!
ای آنکه برای بنده ات هیچ راهی جز به سوی تو باز نیست، حتی اگر تو را نبیند یا نخواهد بیند.
صبح شده است. برمی خیزم و کرکره ی پلک هایم را بالا می کشم و به کسب و کار مشغول می شوم. کسب و کارم تماشاست. تماشای هر آنچه هست. و هر آنچه هست مرا به سوی تو می خواند و تو را پیش چشم من می نشاند.
صبح شده است. برمی خیزم و تو را به پاکی و والایی می ستایم و از سنگ تا ستاره، از ماه تا ماهی، از مورچه تا فرشته و از گنجشگ تا جبرئیل هم آواز منند.
بخشی از کتاب معجزه الفبا
برچسب:
نویسنده: نگین جعفرینژاد